تبليغاتX
بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم و دیگر هیچ .... -

و دیگر هیچ ....

شنیده ایم که تو دیگر نمی خواهی با ما کار کنی.وا داده ای،بسیار خسته ای،از دست رفته ای،دیگر نمی توان انجام کاری را از تو چشم داشت.

پس بدان:

هنگامی که خسته به خواب می روی دیگر هیچکس تو را بیدار نخواهد کرد و نخواهد گفت:"برخیز که غذای تو آماده است."چرا باید غذا آماده باشد؟

هنگامی که تو دیگر نمی توانی فعالیت کنی،در گوشه ای خواهی افتاد.هیچکس تو را جستجو نخواهد کرد و نخواهد گفت:"بلوایی بر پا شده است."چرا باید بلوایی شده باشد؟

تو می گویی:"مدتی دراز مبارزه کردم،اما حال دیگر نمی توانم."

پس گوش کن:تو خواه خطاکار باشی خواه نه،هنگامی که دیگر نتوانی به جنگی نابود خواهی شد.

تو می گویی:"مدتی دراز امیدوار بودم.دیگر نمی توانم امیدوار باشم."

به چه امید بسته بودی؟به این که مبارزه آسان است؟این سخن،مقبول نیست.

روزگار ما از آنچه می پنداشتی بدتر است.روز گار ما چنین است:

اگر ما کاری ابرمردانه انجام ندهیم،معدومیم.اگر نتوانیم کاری کنیم که هیچکس از ما انتظار ندارد،از دست رفته ایم.دشمنان ما منتظرند تا خسته شویم.

هنگامی که نبرد در شدیدترین مرحله است و جنگجویان در خسته ترین حال،جنگجویانی که خسته ترند شکست خوردگان صحنه ی نبردند. 

 

tora dar ayene mibinam!! va hanoz hamanam. be baaghe ayene bargard!agar hanooz hamani ....hezar ''sobhi TAVANESTY O NAKHASTY .miresad ''shabi ke BEKHAHI O NATAVANI.

 

age ke khaliye dastam age hichi nadaram ,,,,,,,,,avazesh baraye to ye ghalbe divoone daram ,,,,,,,,,,,,age ke toro gereftan age to dari miri ,,,,,,,,,,,,,,,avazesh tooye khialam ba to parvazi daram

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 15:41  توسط دشت  |