تبليغاتX
بزرگترین آرزوم اینه کوچکترین آرزوت باشم و دیگر هیچ ....

و دیگر هیچ ....

شكسپیر میگه: خیانت تنها این نیست كه شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست كه دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری كردن اشك بر دیدگان معصومی باشد

 

mordab baraye negah dashtane dele 1 niloofar salha raked mimoone ta arameshe oono be ham nazane.pas agar dar zendegit niloofari dari vasash mordab bash

گفت پنج وارونه چه معنا دارد ؟♥ خواهر كوچكم اين را پرسيد♥ من به او خنديدم♥ كمي آزرده و حيرت زده گفت♥: روي ديوار و درختان ديدم♥ بازهم خنديدم♥ گفت ديروز خودم ديدم♥ مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد♥ آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد♥ بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتي غم♥ سقف كوتاه دلت را خم كرد♥ بي گمان مي فهمي♥ پنج وارونه چه معنا دارد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:59  توسط دشت  | 

اين مثنوي حديث پريشاني من است ، بشنو كه سوگنامه ويراني من است
امشب نه اينكه شام غريبان گرفته ام ، بلكه به يٍُمن آمدنت جان گرفته ام
گفتي كه غزل بگو ، غزلم شور و حال مرد ، بعد از تو حس شعر فنا شد ، خيال مرد
گفتم مَرو كه تيره شود زندگانيم ، با رفتنت به خاك سيه مي نشانيم
گفتي زمين مجال رسيدن نمي دهد ، بر چشم باز فرصت ديدن نمي دهد
وقتي نقاب محور يك رنگ بودن است ، معيار مهر ورزيمان سنگ بودن است
ديگر چه جاي دلخوشي و عشق بازي است ، اصلاً كدام احمق از اين عشق راضي است
اين عشق نيست ، فاجعه قرن آهن است ، من بودني كه عاقبتش نيست بودن است

حالا به حرفهايت قديمت رسيده ام ، فهميده ام كه خوب تو را بد شنيده ام
حق با تو بود ، از غم غربت شكسته ام ، بگذار كه صادقانه بگويم كه خسته ام
بيزارم از تمام رفيقان نا رفيق ، اينها چقدر فاصله دارند تا رفيق
من را به ابتذال نبودن كشانده اند ، روح مرا به مسند پوچي نشانده اند
تا اين رفيقان ريا كار زنده اند ، اين گرگ سيرتان جفا كار زنده اند
يعقوب درد مي كشد و كور مي شود ، يوسف هميشه وصله نا جور مي شود
اينجا نقاب شير به كفتار مي زنند ، منصور را حرامين بر دار مي زنند
اينجا كَسي براي كَس ، كَس نمي شود ، حتي عقاب در خور كركس نمي شود
جايي كه سهم مرد جز تازيانه نيست ، حق با تو بود ، ماندنمان عاقلانه نيست ....
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:41  توسط دشت  | 

دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه مي خواي اونو از رويات بكشي بيرون و توي دنياي واقعي بغلش كني رويايي رو ببين كه مي خواي ، جايي برو كه دوست داري ، چيزي باش كه مي خواي باشي ، چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي....

 

آري آري زندگي زيباست زندگي آتشگهي ديرنده پابرجاست گر بيفروزيش رقص شعلش در هر كران پيداست ور نه خاموش است و خاموشي گناه ماست .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 11:37  توسط دشت  | 

ye roz behem goft : mikham bahat dost basham , akhe midoni? man inja kheili tanham

goftam : are midonam . fekre khobiye , man ham kheili tanham

ye roz dige behem goft : mikham ta abad bahat bemonam , akhe midoni ? man inja kheili tanham

behesh labkhand zadam va goftam : are midonam , fekre khobiye , man ham kheili tanham

ye roz dige goft : mikham beram ye jaye dor ,jaee ke hich mozahemi nabashe , badan ke hame chiz robera shod to ham biya , akhe midoni ? man inja kheili tanham

behesh labkhand zadam va goftam : are midonam , fekre khobiye , man ham kheili tanham

ye roz to namash nevesht : man inja ye DOOST peyda kardam , akhe midni ? man inaj kheili tanham

barash ye labkhand keshidam , ziresh neveshtam : are midonam , fekre khobiye , man ham kheili tanham

ye roz ye name nevesht o tosh nevesht : man gharare inja ba in DOOSTAM ta abad zendegi konam , akhe midoni ? man inja kheili tanham

barash ye labkhand keshidam , ziresh neveshtam : are midonam , fekre khobiye , man ham kheili tanham

hala on tanha nist va man az in khoshhalam va chizi ke bishtar mano khoshhal mikone ine ke  on hich vaght jomleye tanhaeeye mano nashnid o nadid o nemidone man hanoz tanham,tanhaye tanha

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 20:55  توسط دشت  |